الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
55
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
اذا لَسَعَتْه النّحلُ لم يَرْجُ لَسْعَها * و حالَفها فى بيت نُوب عوامِلُ ( يعنى : وقتى كه زنبوران عسل او را نيش زدند از نيش آنها نترسيد ، و پاهايش او را در كندوى زنبوران نگهداشته و ملازم كرده است ) . توجيه اين واژه ( رجا - يرجو ) اينست كه خوف و رجاء يابيم و اميد هر دو در معنى ملازم يكديگرند . خداى تعالى گويد : ( وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا يَرْجُونَ - 104 / نساء ) و ( وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ - 106 / توبه ) . أَرْجَتِ النّاقةُ : زائيدن و بهرهمندى از شتر مادينه نزديك است - حقيقت معنى آن است كه ناقه در خاطر صاحبش اميدوارى به نزديكى زائيدن را قرار داده بود . أُرْجُوَان : رنگ ارغوانى كه از ديدن آن فرح و سرور و اميدوارى دست مىدهد . رحب : الرُّحْب : فراخى جا و مكان ، و از اين واژه است : رَحَبَةُ المسجدِ : يعنى فضاى باز مسجد . رَحُبَتِ الدّارُ : خانه باز و وسيع شد . و بطور استعاره در بارهء قسمت ميان تهى معده به كار مىرود ، رَحْبُ البَطْن : يعنى فراخ باطن و شكم بزرگ . و همينطور به فراخى سينه - رَحْبُ الصَّدْر گويند ، - چنان كه - ضيق - براى تنگى سينه بطور استعاره به كار مىرود . خداى تعالى فرمايد : ( وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ - 25 / توبه ) . ( اشاره به جنگ حنين است كه مىفرمايد : از نفرات خويش به شگفت آمده بوديد ، حادثهاى رخ داد و زمين با همهء فراخى بر شما تنگ شد و به دشمن پشت كرديد ) . فلان رَحِيبُ الفِنَاء : در بارهء كسى است كه دوستان زيادى در كنار او هستند و آنها را